عشقم را نه از روی جملات نامه هایم بلکه از چشمانم بخوان . کلمات ، عشق باشکوه مرا حقیرو کوچک میکنند . برای فهمیدن معنی نگاهم دنبال کتاب ها نرو جوابش را در قلبت خواهی یافت .
شق یعنی یک سلام و یک درود
مثل گریه توی پاییز مثل پاییز توی کوچه مثل کوچه زیر بارون مثل بارون روی شیشه تو خود عشقی خود عشق مثل اسمت روی قلبم مثل هدیه توی دستم مثل اون حالی که داشتم وقتی هدیه رو می بستم مثل من که نمیای و میمرم تو خود عشقی خود عشق مثل لیلی توی پاییز مثل مجنون زیر بارون تو خود عشقی خود عشق
When i look at you,i cannot deny there is God,cause only God could have created some one
من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه
مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود. و چه دنیا عجیبی ؟ ![]()
![]()
عشق یعنی درد و محنت در درون
عشق یعنی یک تبلور یک سرود
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی زاهد اما بت پرست
عشق یعنی همچو من شیدا شدن

![]()
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم
![]()
اگرکسی واقعا کسی رو دوست داشته باشد بیشتر از اینکه بهت بگه دوست دارم میگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش
![]()
اگر نسیمی شانه هایت را نوازش کرد بدان آن هوای دل من است که به یادت می وزد .
![]()
![]()
as wonderful n beautiful as you
وقتی که به تو نگاه میکنم
نمیتونم وجود خدا رو منکر بشم
آخه فقط خدا میتونسته موجودی رو به زیبایی و حیرت انگیزی تو خلق کرده باشه![]()
![]()
غم را دوست دارم چون ميوه دل است
دل را دوست دارم چون تو را دوست دارم
تو را دوست دارم بدون آنکه بدانم چرا؟![]()

![]()

![]()
نه به خاطرِ ميوهش،
به خاطرِ سايهش
به سلامتیِ ديوار!
نه به خاطرِ بلنديش،
واسه اينکه هيچوقت پشتِ آدم رو خالی نميکنه.
به سلامتیِ دريا!
نه به خاطرِ بزرگيش،
واسه يکرنگيش.
به سلامتیِ سايه!
که هيچوقت آدم رو تنها نميذاره.
به سلامتیِ پرچم ايران!
که
سهرنگه.
تخممرغ!
که دورنگه.
رفيق!
که يهرنگه.
به سلامتیِ همه اونايی که
دوسشون داريم و نميدونن،
دوسمون دارن و نميدونيم.
به سلامتیِ نهنگ!
که گندهلات درياست.
به سلامتیِ ز نجير!
نه به خاطر اينکه درازه،
به خاطر اينکه به هم پيوستس.
به سلامتیِ خيار!
نه به خاطر «خ»ش،
فقط به خاطر «يار»ش.
به سلامتیِ شلغم!
نه به خاطر «شل»ش،
به خاطر «غم»ش.
به سلامتیِ کرم خاکی!
نه به خاطر کرمبودنش،
به خاطر خاکیبودنش
به سلامتیِ پل عابر پياده!
که هم مردا از روش ردميشن هم نامردا!
به سلامتيِ برف!
که هم روش سفيده هم توش.
به سلامتيِ رودخونه!
که اونجا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچيکو دارن.
میخوريم به سلامتيِ گاو!
که نميگه من،
ميگه ما.
به سلامتيِ دريا!
که ماهی گنديدههاشو دور نمیريزه.
میخوريم به سلامتیِ اون که هميشه راستشو ميگه.
به سلامتیِ سنگ بزرگ دريا!
که سنگای ديگه رو میگيره دورش.
به سلامتیِ بيل!
که هرچه قدر بره تو خاک،
بازم برّاقتر میشه.
به سلامتیِ دريا!
که قربونياشو پس ميآره.
به سلامتیِ تابلوی ورود ممنوع!
که يهتنه يه اتوبان رو حريفه.
به سلامتیِ عقرب!
که به خاری تن نمیده
(عرض شود که عقرب وقتی تو آتیش میره و دورش همش آتيشه با نيشش خودش
ميکُشه که کسی نالههاشو نشنوه)
به سلامتیِ سرنوشت!
که نميشه اونو از سر نوشت.![]()
![]()
![]()
![]()
و من نمی دانم آیا
این دروغ را
خواهم شنید !؟آنقدر بدبین گشته ام از دنیا كه حتی خود را دوستِ خود نمی
انگارم...
همیشه(و همه) به دنبال كسی
هستی كه دوستت داشته باشد و من فرار از كسی
می كنم كه دوستم دارد و می دانم كه می توانم دوستش داشته باشم...
چه دنیایی روزی به تو نه! می گویند و روزی تو به ...
و تمام دردم از آن رو است كه می دانم چرا بدین جا رسیدم،
كه چرا باید بگریزم، و چرا باید زجر درد تنهایی را
بر او تحمیل كنم، همان ملالی را كه خود تلخی اش را چشیده ام !؟
كه مشكل نه از او، كه قصور از خودِ
منِ حقیر است...
![]()
![]()








